كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى
873
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )
بعضى به دست گرفتند و در سرچشمهء رأس العين جرگه به هم رسيده خيمهها از گوشت شكارى مالامال شد و ساغرها مالامال بر دست ساقيان صاحب جمال در گردش آمد . نظم به كف جام و در گوش بانگ رباب * بر آتش سرين گوزنان كباب و از آنجا اعلام ظفر اعلام در جنبش آمده هواى روحا از روح وصول رايت جهانگشا روحافزاى گشت . اكابر و اعيان با تحف و هدايا بيرون آمده ايمن و آسوده خاطر بازگشتند . نظم جهانجو به جان ايمنى دادشان * سوى شهر خوشدل فرستادشان و چون موكب نصرت شعار بر حصار ارمنيان گذار فرمود ، يرليغ مطاع از موقف جلال نفاذ يافت كه ديار اسلام از خبث وجود ايشان پاك ساخته مال و منال و زن و فرزندان ايشان را غارت كرده قلعه را با زمين هموار كردند . و در آن اثنا هندوشاه خزانهچى از جانب سمرقند رسيده اخبار ساز رسانيد و نوكر توكل خانم و تومان آغا از سمرقند و از سلطانيه نوكر سراى ملك خانم آمده هدايا و [ خلعتها ] « 1 » گذرانيد [ و عاطفت آن حضرت هندوشاه و نوكران حضرات عاليات را تشريفات داده با بيلاكات و مكاتبات بازگردانيد ] « 2 » و عزم جانب ماردين جزم فرمود . عزيمت صاحبقران سعادتقرين به جانب شهر ماردين سابقا مذكور شد كه ملك ماردين در قيد اسر بندگى حضرت آمده در قلعهء
--> ( 1 ) . ف : پيلكها - ظف : هدايا و خلعتها . ( 2 ) . ك ندارد .